مهدیه؛ نوستالژی آملی ها در دهه ۵۰

نوستالژیNostalgie شهرما :

صرف نظر از مفهوم نوستالژی به تعبیر” ویکی پدیا ” که مرکب از Nostos به معنی باز گشت به خانه و algia به معنی رنج ودرد است و نو ستالژی در مجموع به مفهوم یک احساس غم انگیز همراه با شادی به اشیائ و اشخاص و وموقعیتها گذشته می باشد.

  اما برای نسل دهه ۵۰ آمل یک خاطره بیاد ماندنی و دلنشینی است که نطفه انقلاب در آن بسته شده است.

 در آن سالها عده‌ای از متدینین آمل بپاخواسته اند و “مهدیه آمل “را در خیابان پشت شهرداری برپا کرده بودند وهر هفته با شکوه خاصی مبلغین دینی دانشگاهی را که از توان علمی بالایی بر خوردار بوده اند دعوت می نموده اند تا به سخنرانی و بیان مواضع انقلابی خود به پردازند. هر هفته یک سخنران قدرتمند به ایراد سخن مشغول می شد ، که جوانان را چنان تشنه خود کرده بودند که در طول هفته روز شماری میکرده اند که اینهفته را چه شخصیت دانشگاهی در مهدیه حاضر می شود وتوانمندیهای او چقدر است و آیا می تواند بررغبت جوانان برای حضور در جلسات را بیافزاید ؟

اغلب شب جمعه نسل های پر شور آمل و مازندران و برخی از شهر های دانشگاهی و دانشجویی در این محل دلنشین و خاطره انگیز جمع می شدند و سرا پا به سخنان آنها گوش هوش می دادند و حتی یادداشت بر می داشتند ابتدا قرآن توسط یکی از متولیان حج و زیارت با صدای رسا و با صوت جلی وبه سیاق ترتیل و رعایت تجوید خوانده می شد و سپس با معرفی سخنران ،سخنرانی با پیش در آمدی از اسلام و جایگاه دین در سیاست آغاز وبا بررسی مسائل سیاسی روز کشور به شکوه خاص پایان می یافت. 

البته این سخنرانیها بیشتر برای احیای اسلام انقلابی در مقابل با رشد زیر زمینی مراسم و مسالک کارل مارکس و مونیفست مارکسیسم- لنینیسم ایران ،بکار می رفت و جوانان تقریبا با دو گروه اسلامی در طیف وسیع وگروه قلیل ماتر یالیستها و انکار خدا و ترویج زندگی اشتراکی با اولویت حذف اقتصاد سر مایه داری و مقابله با امپر یالیزم امریکا برای نجات کار گران به همراه مقابله با ارتش های سلطه گر وابسته به

 امپر یالیزم،امریکا (میلیتاریزیم ) و”ناتو ” امروز که بسیاری برای حضور و تقویتش در جهان اشک تمساح می ریزند،استوار بود .

سخنرانان قدرتمندی چون دکتر قائمی در پیرامون تحکیم خانواده سخن می گفتند ،ایشان آنجنان سخنرانی می کرده‌اند که گویا همان نثر مسجع سعدی در گلستان و بوستان است که ایشان نانوشته می خوانند که مي شد به راحتی” نت” برداشت کرد و یا ۵ شبی را درسال ۵۵ از سخنران قدرتمند و انقلابی ایران مر حوم فخر الدین حجازی دعوت کرده بودند که نه تنها از آمل و اقصی نقاط مازندران برای شنیدن سخنان ایشان آمده بودند بلکه هجوم جمعیت برای شنیدن سخنرانی استاد فخر الدین حجازی از اقصی نقاط ایران بسوی آمل سرا زیر شده بودند.

  از دانشگاههای تهران و اصفهان و شیراز برای شنیدن سخنرانی این مرد بزرگ به آمل و مهدیه آمل آمده بوده اند و مهدیه و خیابان‌های اطرافش پر جمعیت شده بود و پاسی از شب رفته استاد به ایراد سخن در پیرامون زن در اسلام و …مشغول سخن بوده اند و جمعیت شیدا و واله به آنهمه جرات کلام ایشان به گوش نشسته بودند.

دو شب در فضای امنیتی آمل سپری شده بود . بطوریکه نیرو های شاه و ساواکیها در لباس مبدل همه جا حضور داشته اند مردم از هر سو برای شنیدن سخنرانی این استاد شهیر گرد آمده بودند .

حاکمیت نمي‌توانست این جمعیت عظیم را تحمل کند لاجرم شب سوم از بر گزاری جلسه سخنرانی جلو گیری گرد و لی جمیعت همچنان نگران و مترصد قیام .

 ساواکیها به خانه مر حوم اسماعیل صادری که خود ایشان داعی استاد بوده اند یورش می برند ولی استاد فخرالدین حجازی مخفی شدند و به شکلی از دست ماموران گریختند و ماموران امنیتی نتوانستند به دستگیری استاد اقدام کنندولی همچنان به یورش ودستگیری دانشجویان و انقلابیون مشغول بودند وعده ای را شبانه به محبوسگاههای ساری منتقل کرده بودند .

صبح هنگام من و همسرم باتعدادی از همکاران به سمت مدارس در حرکت بوده ایم که تعدادی از نیروهای امنیتی مارا از ماشین پیاده کرده بودند و بداخل شهر بانی آن زمان و مقر اصلی نیروی انتظامی امروز کنار بیمارستان امام رضا با توهین و تشر هدایت کرده اند وبه نزد مدیر امنیتی آنروز بردند و خبر بسرعت در بین همکاران پیچید که با وساطت یکی از ذینفوذان شهر ما پس از چند ساعت آزاد شده ایم .

و اینها و مطالب دیگر بسیاری هست که “مهدیه”آمل را برای ما 

نو ستالژی وخاطره انگیز کرده است .

اکنون بعداز چهل و چند سال خواب زمستانه و تاخیر وتعطیلی این نهاد انقلابی که سر چشمه بسیاری از حرکات انقلابی بوده است ودر تقویت نهضت اسلامی بسیار موثر عمل کرده است اولیای شهراز جمله جناب فر ماندار و حجت الااسلام اصغری و…بر آنند که مجددا” در قالب هیات فرهنگی “مهدیه “به خواب رفته حدود نیم قرن را از خواب بیدار کنند وبر آن روح فرهنگی بدمندتابیدار شود و به ارشاد و راهنمایی فرزندان این شهر بکوشد

وبدین طریق “مهدیه” بخواب رفته اعصاررا بیدار سازند به مجد و عظمت وشکوه سابق برسانند وشهر را از دلمردگی و خفتگی ورخوت فراوان به اعتلای قبلی برسانند فرهنگی بالنده آغاز حیات کند ان شا ی الله بقول میر زاده عشقی :

عشقت نه سر سری ست که از سر بدر شود+

مهرت نه عارضی ست که جای دگر کنم 

عشق تو در وجودم ومهر تو در دلم +

با شیر اندرون شد و با جان بدر کنم 

✍️ آمل-صلواتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *