سلام الله

به عاشورا دل آمد در سجودی
بپا بنمود این بزم وجودی
عّلَم بر روی نِی کرد این حکایت
ز هل من ناصر الینصر روایت
به عاشورا نمود این حدیث است
که داد عشق را او مستغیث است
که عشق آمد به قربانگاه عاشق
همی قربان هم گشتند و مشفق
دلآرایی به بزم آفرینش
به اهل معرفت آموخت بینش
که گر میل و هوای یار داری
به باید در رهش جان را سپاری
زمال و همرهان و دوستانت
ز فرزند و عیال و خانمانت
ز طفل شیرخوار و نوجوانت
هر آن چیزی بر او باشد نشانت
بباید از عزیزان بگذری تو
بباید از دل و جان بگذری تو
بباید غرق روی یار گردی
بباید فارغ از اغیار گردی
شوی محو جمال کبریایی
غریق بحر اوصاف خدایی
که گر صاحب دلی آمد نظاره
نفس هایش بیافتد در شماره
تحیّر دامن عقلش بسوزد
زبان ناطق وحیش بدوزد
نبیند فرق بین عبد با هو
پریشان پر زند تا اوج مینو
در عاشورا به میدان حُجت حق
به جبریل امین آن عبد مطلق
چنین درس حضور و بندگی داد
که تا هر صبح و شب زآن دم کُند یاد
که آن درس بزرگ آفرینش
برای هر که باشد اهل بینش
چراغ راه و کشتیِّ نجات است
حیات جاودان و نور ذات است
سلام اهل حق بر آن دلآرا
سلام الله بر آقا و مولا
سلام الله بر نور دو عینم
شهید کربلا مولا حسینم
سلام الله بر شمس الضحایم
شه لب تشنگان، عشق خدایم
سلام الله بر شافیِّ مضطر
که عاشورای او ثانیِّ محشر
سلام الله بر روز بلایت
که یوم الدین حق در کربلایت
سلام الله بر لعل لبانش
که می زد کفر ناحق خیزرانش
سلام الله بر آن لعل عطشان
ترنم خانه ی عرفان و برهان
سلام الله بر شیدایی دل
برد سر روی نِی منزل به منزل
سلام الله بر گنجینه ی عشق
تجلیگاه حق آئینه ی عشق
سلام الله بر آئینه داری
که جلوه می نمود او عشقِ باری
سلام الله بر قرآن ناطق
امام هادیِ منصورِ صادق
سلام الله بر مولای زینب
که رخسارش تمثلهای زینب
سلام الله بر گویای اسرار
امام ساجدان نور شب تار
سلام الله بر راویِ اخبار
ز سوز عاشقان در روز اسرار
سلام الله بر عباس عاشق
که در حقِّ برادر بود صادق
سلام الله بر مشک شرابش
که اهل معرفت نوشند آبش
سلام الله بر آل محمد
چراغ راه دین عرفان بی حد
سلام الله بر نور شبِ تار
که ما را زو بُوّد روزیِّ بسیار
سلام الله بر عشق و نگارم
که ذکر او بود شام و نهارم
سلام الله بر جان و دل سرو
که با عشقش عجین آب و گِل سرو

امیر حسین اباذری آملی ، مرداد 1400 

هرازنیوز 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.