ad
ad

دیگر عناوین مهم خبری

5 دیدگاه

  1. 1

    محمد

    خسته نباشید!
    (برای دست اندر کاران سریال پایتخت۳!)

    شاهرخ جباری ارفعی
    روزهای پنجم تا هشتم فروردین۹۳ در مازندران بودم و در دیداربستگان، یکی از بحث ها هم، متن و حاشیه سریال پایتخت۳ بود.
    بعضی ها می گفتند ما این سریال را تحریم کرده وتماشایش نمی کنیم!
    بعضی ها هم بر این باور بودند که این سریال توهین آمیز نیست و باید ظرفیت داشت و تحمل کرد.
    درست در همان روزها تجمع کوچک اعتراض آمیزی در مقابل استانداری مازندران تشکیل شد که شرکت کنندگان آن عمدتا” از افراد فهیم و فرهنگ دوست استان بوده اند.
    کنجکاو شده و موضوع را در سایت های خبری استان پیگیری کردم. معترضین، هم کم نبودند و هم کم آدمی نبودند!(نماینده ولی فقیه در استان، نمایندگان مجلس، مسئولان استان و….)
    کامنت های ذیل مطالب مربوط به سریال را خواندم و با دقت بیشتری سریال را دنبال کردم. متأسفانه حق با معترضان است. دست اندرکاران سریال فوق، حریم های لازم الرعایت را در نوردیدند! برخود لازم دیدم من هم چند پرسش را مطرح کنم. اما قبل از آن یادآوری یک نکته را لازم می دانم.
    کارگردان ها عادت دارند از دیگران بازی بگیرند. نگاه کنید کارگردان این سریال، چگونه از گزارشگرخوش صدای کشتی، مجری قدیمی برنامه های ورزشی، بازیگران سیمای استان و… بازی گرفته است؟ (متأسفانه بعضی ها به اندازه قیمت یک نوشابه خانواده هم برای اعتبار حرفه ای خود ارزش قائل نیستند)! حال از منتقدان درخواست می شود که تکه های ظریف سریال را باز نکرده و ناخواسته برای دست اندرکاران سریال فوق بازی نکنند و چنان چه خدای ناکرده هدف عمدی و آگاهانه ای در پشت این بازی باشد، به آن اهداف یاری نرسانند!
    البته انتقادات بارها بیان شده است:
    – اگر هدف معرفی فرهنگ مازندران است، چرا نام سریال، پایتخت است! چرا مردم محلی سریال، فانتزی و کمیک هستند اما دیگران معقول و منطقی!
    – چرا دامغانی ها و سبزواری ها به فکر معرفی فرهنگ مازندران افتاده اند؟ چرا فرهنگ پدران و مادران خودشان را معرفی نمی کنند؟
    -چرا مسائل منابع طبیعی و محیط زیست را به مسخره می گیرند؟ چرا جنگلبان منطقه را حقه باز معرفی می کنند؟
    و از این دست پرسش ها بسیار است.
    اما عده ای معتقدند که مقوله فیلم و سریال، مقوله ای فرهنگی است و افکار عمومی نباید نقش گروه های فشار را بازی کنند!
    واقعا” آیا گاو و خر خواندن مردم محلی و شیر نامیدن قومی دیگر ارائه کالایی فرهنگی است؟ آیا خوردن غذای سگ، آن هم به دفعات، معرفی فرهنگ مردم یک منطقه است؟ آیا شخصیت بابا پنجعلی با آن تک جمله های گزنده و گاه ناجوانمردانه واقعا نشانه یک پیر مرد آلزایمری است؟
    اگر این طور است من هم چند پرسش از کارگردان این سریال دارم:
    آیا دست اندرکاران این سریال می پذیرند سریالی(در هر ژانری) در باره قشر خودشان تهیه شده و در آن محصول فرهنگی! پدر و مادر آن ها خر و اسب و این فرزندان هنرمند، قاطرچموش نامیده شوند؟ یا خدای ناکرده مسئولان صدا و سیما اجازه می دهند در یک سریال از قول یکی از آنان گفته شود: من گوساله ام!
    در این که این سریال از نظر شکلی یک کارحرفه ای است و بخشی از مسائل مطرح شده در آن، به حق و درست است، شکی نیست و بحث انگیز شدن آن هم به قوی بودن بازی بازیگران و مؤثر بودن کار بر می گردد، اما تکرار های بی مورد، سطح ماهوی کار را به لودگی کشانده که بی تردید از نظر فنی قابل انتقاد است. از دیدگاهی دیگر تخریب و تضعیف خرده فرهنگ ها، زمینه ساز از بین بردن یکپارچگی سرزمینی است که انشاءالله گربه است و از این گروه به دور!
    – در پایان، سازندگان این سریال، با این محصولی که تولید کرده اند، نیازمند خسته نباشید(با گویش خراسانی) هستند!

  2. 2

    سرلشکر منفرد

    فرازی از وصیت نامه شهید
    این سربازانی که هم اکنون در مصاف با دشمن بعثی هستند، همه فرزاندن ما هستند و من وظیفه دارم که در کنار آنها باشم، همراه با آنها بجنگم دشمن را ناکام کنم و پیروزی را برای اسلام و مردم فداکار خود به ارمغان بیاورم.

    “روحش شاد و نامش جاودان باد”

  3. 3

    محمد

    درود بر امیر دلاور یاسینی

  4. 4

    رها

    درود بر امیر یاسینی

  5. 5

    ناشناس

    درود برامیریاسینی ادرس محل کارتون کجاست

ارسال یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی حقوق این درگاه متعلق به ‍‍‍پایگاه خبری هراز نیوز میباشد ::
websitefooter2